غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
456
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
مقام محمود بيفزود مثنوى چو ديدند آن كرامت اهل ادراك * ز درياى كرم شاه شرفناك در اخلاص و هواخواهى فزودند * زبان بهر دعاگوئى گشودند كه شاها حشمتت هردم فزون باد * رخت از نور دولت لالهگون باد چو بگذشتى ازين درياى زخار * شدى مانند حيدر معجز آثار نماند بر تو مشگل هيچكارى * شود حكمت روان در هرديارى توجه كن بهر جانب كه خواهى * كه همراهت بود لطف آلهى و آن مهر سپهر پادشاهى آنشب در همان منزل توقف نموده روز ديگر خسرو ستاره سياه از كنار درياى سپهر خضر ارايت نهضت برافراخت و از انوار تيغ زراندود جنود ظلم را از فضاى عالم انهزام داده صداى جهانگيرى بلند ساخت شاه دينپناه بعزم رزم دشمن كينهخواه از آن مرحله كوچ فرموده از دو آب ديگر كه هريك در عرض و عمق قرينه بحر اخضر بود بيدغدغهء خوف و خطر عبور نمود آنگاه عنان به طرف شماخى انعطاف داد و پس از وصول به منزل كل و نيكان شخصى از ساكنان آن مكان بعرض خدام آستان ملايكآشيان رسانيد كه شروانشاه بعد از اطلاع بر نهضت پادشاه نصرت دستگاه با خيل و سپاهى بپاى قلعه قبله كه قله آن شرفهء همت از اوج سپهر درگذرانيده و كنگرش سر تيغ رفعت به سپهر زرنگار آفتاب رسانيده شتافته است و ؟ ؟ ؟ استعمال آلات رزم و پيكار نشسته بنابران پادشاه عالميان عازم قصبهء شروان گشت و در وقتى كه بريد سريع السير فلك بشهرستان آسمان درآيد يكى از خدام سدهء سد ره مقام را كه موسوم بقلى بيك و ملقب به جوش ميرزا بود فرمود كه بشروان رفته مژده امن و امان بمتوطنان آن رساند و جوش ميرزا همدران شب به مقصد رسيده طوايف انام را از سطوت پادشاه بهرام انتقام ايمن و مطمئن گردانيد و در روز ديگر پادشاه هفت كشور از آن منزل روانشده در اثناء طى مسافت جادهء كه منتهى بشماخى ميشد پيش آمد و راى الهامنماى رفتن آنطريق را مناسب دولت دانسته از راه شروان عنان يكران بدانصوب گردانيد و چون ماهچهء علم انجم حشم پرتو وصول بر شماخى انداخت بوضوح پيوست كه ساكنان آن ديار از كبار و صغار فرار بر قرار اختيار كرده در قلل جبال تحصن جستهاند و شماخى يكدو روز محل نصب خيام عساكر دشمنسوز بوده در ان اثنا خبر رسيد كه شروانشاه بيشهء را كه در ميان قلعهء گلستان و حصار بيغرو واقع است معسگر نكبت اثر گردانيده و گرداروى خود را بچپر و شاخهاى شجر استحكام پيكار تمام داده شاه عالىمقام بعد از استماع اينخبر پيكار دشمن را با خود مقرر ساخته از شماخى بدانجانب نهضت فرمود به مجرد توجه آنحضرت اقدام ثبات و قرار شروان شاه متزلزل شده از منزل مذكور به طرف قلعه گلستان كوچ نمود ذكر محاربهء شاه دينپناه با شروانشاه و اهتزاز نسيم نصرت و ظفر بر پرچم علم پادشاه عالىگهر سبحان قادرى كه هرگاه لوامع انوار مواهبش از مطالع ( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ